گنجشکک اشی مشی

برای روز میلاد تن تو

منو یک هنرمند کوچولو....!

دیشب من و یسنا اوقات فراقتمون رو با نقاشی و بازی با هم گذروندیم خیلیم بهمون خوش گذشت! دخترکم انقد قشنگ مداد دستش میگیره و نقاشی میکنه, که حال میکنم! نگاه کردن به نقاشیهاش ,برام از دیدن یک اثر هنری حرفه ای هم لذت بخش تره! اینا هم نقاشیا و بازیایی که با هم کردیم;   این دومین باری بود با هم نقطه بازی میکردیم ,که کامل یاد گرفته بود نقطه ها رو به هم وصل کنه و مربع درست کنه !                   من به حل جدول سودوکو خییلی علاقه دارم, وقتی تو مجله ای, پشت کبریتی ,  یا جایی دیگه میبینم ,منتقلش میکنم رو کاغذ و تا حلش نکنم ول کن نیستم! داشتم...
14 آذر 1393

از گفته های ایشون...4!!!

من  یسنا با هم رفته بودیم بیرون همینجوری که میرفتیم صحبتم میکردیم که یسنا بی مقدمه ....به قول خودمون یهوووووویی گفت : "مامان...؟ من دوس ندارم پیرزن بشم دوس دارم همش عروس باشم!!!" داشتم در حین برنامه کودک دیدنش بهش غذا میدادم متوجه شدم زل زده به تلویزیون و از شدت تمرکز چشاشو تنگ کرده و با خودش حرف میزنه ! میگفت: "خدا گفته:.......باید .......یه یسنایی درست کنم!!! ...........کوسولو باسه!.......... سی سی مامانسو بخویه.....................بعدس بزرگ بسه.................(چون به حرفاش می خندیدم تمرکزشو از دست داد و با خنده گفت)..........بعدس بره خونه بابا حسینش!!! یه روز به شوخی  ازش پرسیدم"یسنا تو خوشک...
13 آذر 1393
1