گنجشکک اشی مشی

آرش دونه

سلام آرشی مامان .فدات شم الان که اینا رو مینوسم خوابی  با بابایی حمومتو رفتی شامتو خوردی و کنار بابایی خوابیدی مثه اکثر شبای دیگه که حتما باید بغل بابا باشی تا خوابت ببره .و کم پیش میاد که برا خوابیدن بغل منو انتخاب کنی.مگه اینکه موق ع خوابت بابا نباشه که البته از خوش شانسی من یا بد شانسی تو چنننند وقت بود که بابا بخاطر کارش شبا دیر میومد خونه و تو تو بغل من میخوابیدی.و اکثر اوقات وسط منو ابجی برا خودت جا باز میکردی.اما الان که بابا به کارش سبک شده و به موقع میاد خونه بغل بابایی میخوابی الان دو سال و نیم داری و خیلی خیلی شیرین حرف میزنی انقدی که موقع صحبت کردنت دلم مخواد لب و دهنتو بخورم. حالا از کلمه هایی که غلط غلوط میگی...
10 آبان 1397

آرش و آقا موشه

این روزا آرش با آقاموشه بده بستونی داره که بیا و ببین، آرش جیششو میگه و میبرمش دستشویی،آقا موشه هم تا وقتی ما میاییم بیرون، پشت در دستشویی یه هدیه کوچیک مثه شکلات،ژله،کشک،میوه، براش میذاره!!! و الان طوری شده که ما از پوشک گرفتن آرش رو مدیون این آقا موشه خیالی هستیم! شما هم اگه تصمیم دارین کوچولوتونو از پوشک بگیرین و به دلیل عدم همکاری درمونه شدین، یه آقا موشه بندازین سر زبون اعضای خانواده و با این موش خیالی حال کنین!!! ...
3 مهر 1397

لغت نامه

و دوباره شیرین زبونیای پسرم،که متاسفانه چون دیر به دیر میام بعضی هاشو یادم رفته که چی بوده،امیدوارم یادم بیاد بتونم اینجا یادداشت کنم پاپال:لباس گوسالا:گوساله گاگاری:گاوداری قوبال:قلک گلابی:گوبالی آخک:خاک بسسی:بستنی نامشین:یاسمین اندُک:انگشت گب:قلب اخار:خیار طابلی:طالبی ایژولی بِکُنه:اینجوری می کنه(یکی از لغات پرکاربرد آرش وقتی میخواد ادای کسی یا چیزی رو در بیاره) اَبس:اسب ،و سرگرمیش از وقتی بردیمش پیست اسب سواری؛ (ابس ایژولی بکنه:ببببببووؤوو) آماس:آدامس لل:رفت لله ددل:رفته ددر آجاقان:آقاجان         واز جمله گفتن های آرش خان اِنگ پایم درد میکند:لنگ پایم ...
11 شهريور 1397

طوطی یا آرش

 یه لغت نامه جدید باید اینجا باز کنم از آرش،بس که همه چیو تکرار میکنه و ضبط میکنه؛ قبل از اون راجع به اسامی فامیل بگم ،که آرش همه چیو دقیق سر جاش میگه مثلا دایی، مامان ،بابا، عمه، عمو ،بجز خاله ،نمیدونم چی تو خالش دیده که میگه آقا زَرا یا همون زهرا ​​​​​​ حالا بریم برا لغت نامه منیم:بریم ماماطی:مامان فاطمه دایی ججاد اُسین تتّا:یکتا بلاله:بهاره ​منا:مهلا نسا:یسنا کیانیا:کیانا آله:خاله نتاله:ترانه،البته الان یاد گرفته و میگه تلانه تمینه امین دایی:دایی امین لالامه: خوابم میاد نگُری:نخوری پوکی:پفک بسسی:بستنی عاشق میونه یا همون بیرون   هر وقتم که اسمشو کسی میپرسه میگه :&...
19 تير 1397

اینم از شروع تابستون بچه ها

یسنا و تهمینه از اول تبر میرن کلاس ژیمناستیک،یسنا خیلی علاقه نشون میده و حس میکنم استعداد پیشرفت همداره بخاطر انعطاف پذیر بودن بدنش و اینکه تو خونه همش غلت و ملاق و کله ملق و خوب یاد گرفته بود و همش دلش میخواد خودشو کشو قوس بده ،امیدوارم دخترکم تو اولین تجربه زنگی ورزشیش موفق باشه،وااای وقتی جفتشون از کلاس میان سر ما رو میخورن ،میخوان هر چی یاد گرفتنو تو خونه تمرین کنن اونم رو تشک ،ماشالله همه هم همراه با توضیحات کامل...!آرش هم این وسط ما رو بی نصیب نمیذاره و ادای اونا رو در میاره ،از رو مبل جفت پا میپره پایین و اسمشو گذاشته پپله باژی، یا سر پایین یه پا به هوا میگه کللله ملگ...هر وقت هم که اونا برا توضیح سرازیر میشن به طرف من اونم میاد و ...
13 تير 1397

امید در درون قفس

امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا دل تنگ مرا نشکن خدایا خدایا خدایا من دور از آشیانم ،سر به آسمانم بی نصیب و خسته ماندم جدا ز یاران ، از مهار طوفان بال من شکسته امیدم را مگیر از من خدایا خدایا دل تنگ مرا نشکن خدایا خدایا از حریم دلم رفته رنگ هوس ، درد خود به که گویم، در درون قفس آه در درون قفس بس که دست قضا بسته بال مرا روز و شب ز گلویم ناله خیزد و بس،ناله خیزد و بس میزنم فریاد هر چه بادا باد وای ازین طوفان وای ازین بیداد وای ازین بیداد،آه وای ازین بیداد    
11 تير 1397

دلتنگی

چند روزیه اومدیم شهر خودمون و دور از بابایی،با اینکه یسنا خوشحاله ازینکه پیش خانواده و فامیل و هم سن و سالاشه ،اما غم دوری از باباشو از هر کی پنهون کنه از من مادرش نمیتونه پنهون کنه،خیلی دلتنگ بابایه اما چاره چیه،؟ گاهی اوقات تو باید با زمونه بسازی ،گاهی اوقات هم زمونه باید با تو بسازه،حالا بگذریم از این جور حرف و حدیثا که اگه بخوام کامل بگم طومار میشه...پس نگفتنش بهتره،بریم سر آرش که فارغ از دنیا اونم گاه گاهی دلش تنگ میشه اما شیطنتاش اجازه نمیده این دلتنگی رو بروز بده،روزی هم نیست که یک کلمه جدید یا حرکت جدید یاد نگیره،الانم که عشق موتوره و یه سوییچ برمیداره شروع میکنه به دویدن و مثلا گاز دادن با صدای بلند،بعضی اوقات دلم برا مامان بابام...
4 تير 1397

پسر شیرین زبون

پسرم انقد شیرین زبون آخه یه جوری حرف میزنه حرف میزنه که آدم دلش غش میره ​​​​​​ خاله زهرا رو میگه زالا آقا اگه نصف شب تو عالم خواب پای آبجی بیوفته روش همون موقع تو خواب داد میزنه آبدی ندُن​ تازگیا هم که عشق موتور شده ‌و تو خونه ازین سر به اون گاز میده میدوه و میگه مورتوی قان قان ماسین منه گذا منه  اینا هم دفاعیه های آرش خان در مقابل یسنایه  مدام هم ببسی لولی ینی بستنی رولی درست میکنه چیزی هم که میخواد که اسمشو ندونه میگه ازینی بجای ازینا ...
1 خرداد 1397

Kiss me

همونطور که گفته بودم پسر برا پدرش خیلی ناز داره،عین یه دختر خودشو چنان برا باباش لوس میکنه که آبجیش به این سن رسیده نکرده! شب که کنار هم می خوابن! بماند،برا اینکه باد کولر به سر مبارکشون نخوره ،میرن زیر ملافه،حالا اینا رو ولش چنان این آقا آرش میوفته بجون باباش و بوس بوس میکنه که خدا میدونه ​​​​​​ از لبای باباش،چشماش،گوشاش،لپاش،چونه،گلو، یکی یکی انگشتای دست ،گاهی هم انگشتای پا همه بوسا هم صدادار این پدر ناز خسته از کار، هم که میخواد بخوابه ،بخاطر خودشیرینیای آرش نمیتونه،و بجاش یکی یکی مکان بوسا رو از زیر ملافه برا منو یسنا گزارش میده ما که خندیدن به بوسای پر صدا و فراوان آرش شده کار شبانه قبل خوابمون​ قسمت درام داستان...
28 ارديبهشت 1397