از گفته های ایشون2...!!!
براش میخوندم :"دختری دارم شاه نداره......صورتی داره ...به اینجاش که رسیدم مکث کردم... بلافاصله گفت: "مامااااااااان من که صورتی ندارم .!قرمز دارم .اشباه گفتی!" _: از تو خیابون رد میشدیم یه پسر بچه از کنارمون رد شد سلام کرد. پرسید: "مامان این با کی بود؟" _با من بود عزیزم منم جوابشو دادم. *: "با منم بود ؟" _:آآآآآآآره عزیززم با هردو مون بود." *: "ااااااا مامان دیوغ گفتی. .......فقط یک سلام گفت!!! " شخصیتای قصه های یسنا رو تازگیا خودش انتخاب میکنه ! "ببعی یسنا ,مامان ببعی ,ممد گاگا ببعی!" (چون من باباشو ممد آقا صدا میزنم بعضی وقتا اونم میگه...





