یسناگلییسناگلی، تا این لحظه: 7 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره
آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 3 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره

گنجشکک اشی مشی

دوستی خاله خرسه

1398/4/7 23:05
نویسنده : مامان مهلا
149 بازدید
اشتراک گذاری

بعد دو روز که مامان فاطمه اومدن خونمون؛

آرش با کلافگی:"ماما ماطه کی میخوایین برین خونتون؟!"

ماما ماطه:"😄😄براچی مامان ؟دوست نداری ما اینجا باشیم مگه؟!"

آرش:"برین دیگه خونه خودتون..."

من 😰😰😰

ماما ماطه 😄😄😄🤔🤔🤔

آرش:"خب من میخوام با مارم باژی کنم"🙃🙃🙃

پسر مهربونم که بخاطر ترس مامان فاطمه از مار😅 مارش رو قایم کرده بود، دلش برای مارش تنگ شده بود و فک میکرد تنها راه رسیدن به مار رفتن مامان بزرگشه😒😒😒

 

پسندها (6)

نظرات (5)

alice:))alice:))
7 تیر 98 23:21
مـار واقعــــــــــــــــــی؟؟😲
مامان مهلا
پاسخ
نه عزیزم
مار پلاستیک ازونا که ظاهر واقعی داره😅
والا من جوجه تاحال براش نخریدم چون میترسم 🙈🙈🙈چه برسه به مار واقعی
همین مار پلاستیکی چون بی جونه تا حالا تو خونه ما مونده و من هنوز دستش نزدم چون خیلی چندشه 
 
مـــبــےـنـــا✿●‿●✿مـــبــےـنـــا✿●‿●✿
8 تیر 98 0:16
الهییی😍😍گل پسر باهوش
مامان مهلا
پاسخ
 😉😉
مامان ارشیا و پانیامامان ارشیا و پانیا
8 تیر 98 15:47
الهی!!!😘
مامان مهلا
پاسخ
😊😊
مامان و بابامامان و بابا
10 تیر 98 7:00
مامان مهلا نوشتی چه جالبه!!!
عروسی مختلط غیرحرام چه جالبیتی داره؟!!حیفه که فقط این روزهای کوتاه دنیا رامیبینیم و اززندگی ابدی خودمون غافلیم وارد اون دنیا شدیم دیگه حرف ۱۰۰سال و ۵۰۰سال ومیلیاردهاسال نیس حرف ابدیت و تموم نشدن روزهاست....
مامان مهلا
پاسخ
مختلط غیر حرام؟؟!!!!!🤔
ترجیح میدم تو این روزای کوتاه دنیایی که جمعیتش میلیاردیه و نمیتونم همه رو پیرو نظرات خودم بکنم و پیرو نظرات میلیاردها نفر باشم  به نظرات شخصی دیگران که با هم رد و بدل میکنن کار نگیرم!
فک میکنم اینجوریهم  خودم آرامش دارم هم آرامش رو از دیگران نگرفتم



اگر راجع به انسانیت حرف ضد و نقیضی زدم اعتراض کنید 
والا نظری که من راجع که عروسی یه بنده خدایی دادم یه مسیله شخصی و سلیقه ایه
مامان و بابامامان و بابا
10 تیر 98 19:58
ببخشیداگه ناراحت شدین!نظرمن دوستانه بود
مامان مهلا
پاسخ
خواهش میکنم!